سفارش تبلیغ
صبا
چشم زخم راست است و افسون راست ، و جادوگرى حق است و فال نیک درست و فال بد نه راست ، و بیمارى از یکى به دیگرى نرسد و بوى خوش بیمارى را بهبود دهد ، و عسل درمان بود . و سوارى و نگریستن به سبزه درمان بیمارى . [نهج البلاغه]
 
سه شنبه 91 آذر 14 , ساعت 11:51 عصر

نتانیاهو این خط قرمز را برای ایران کشیده بود. خواب با این نقاشی باید هم با چند موشک غزه کم اورده و شروط را با خفت قبول کند. از این تاریخ به بعد هم چون رقابت انتخاباتی اوباما و رامنی بود هر کدام جهت نشان دادن ارائه بیشتر به رژیم صهیونیستی وعده های زیادی دادند.

باباااااااااااااااااا متفکربعد از انتخابات تشریفاتی امریکا و پیروزی اوباما (یکی مثل همین نتانی)، میبایست به سبکی ارادت خود را تثبیت کند پس موج جدیدی از تحریم ها علیه ایزان اسلامی را کلید زد. در یک کلام چک بدهی خود و امریکا را امضاء کرد و زمینه گردن فرازی های ایران را فراهم نمود. البته این در شرایطی بود که خود و جمع تاتی تاتی کن پشت سرش این موضوع که این عمل نتیجه ای جز شکست را ندارد واقف بودند.

حال که مدت هاست امریکاییها بر سر موضع گیری در قبال ایران  دچار چالش شده اند. سنای امریکا می خواست در این گرداب بیشتر فرو رود ولی کاخ سفید مخالفت خود را اعلام کرده و مقاومت می کند.

ماهیت سیاهنگاهی به قبل و جواب نهایی:

از همان سال 2009 که دولت آمریکا برای مواضع هسته ای ایران، تحریم‌های زیادی را علیه ایران اعمال کرد، این تحریم اعمال شده با تحریم مطرح شده توسط کنگره متفاوت بوده و همین امر زمینه اختلافات داخلی در المریکا را فراهم آورده است.

یکی از این اختلافات، موضوع تحریم بنزین ایران بود. کنگره با توجه به اینکه ایران یک‌سوم بنزین مورد نیاز خود را از خارج وارد می‌کند اعتقاد داشت که تحریم بنزین ایران به شدت به ایران فشار وارد می‌کند اما کاخ سفید چنین نظری نداشت. همان موقع دولت آمریکا از کنگره خواست با گنجاندن عبارتی در طرح خود انعطاف بیشتری به آن بدهند و شرکت‌های متعلق به کشورهایی که همکاری نزدیکی با آمریکا در اعمال فشار به ایران دارند را از جریمه و مجازات مستثنا کنند.

به‌دنبال تداوم این اختلافات چند وقت پیش لس آنجلس تایمز در گزارشی نوشت که هر چند اتحادیه اروپا و نمایندگان حاضر در کنگره آمریکا تصمیم به تنبیه ایران به دلیل ادامه برنامه هسته‌ای این کشور دارند اما دولت اوباما چنین تفکری را ندارد.

حالا نیز به‌دنبال تصمیم جدید ضدایرانی کنگره آمریکا و تصویب تحریم‌هایی جدیدتر علیه ایران، کاخ سفید مخالفت خود را با تحریم‌های جدید اعلام کرده تا اختلافات میان کاخ سفید و کنگره بیش از پیش نمایان شود.

سنای آمریکا در مصوبه‌ای که با رای همه اعضا به تصویب رسید خواستار اعمال تحریم‌های جدید برای بانک‌ها و شرکت‌هایی شده که در زمینه‌های کشتیرانی و کشتی سازی، بنادر، انرژی و تجارت طلا با ایران همکاری می‌کنند.

کاخ سفید اما با این تحریم های جدید مخالف است.

تامی ویتور سخنگوی کاخ سفید در توضیح علت اعلام مخالفت دولت با این مصوبه گفت: کاخ سفید با ارسال نامه‌ای به سران دموکرات‌ها در سنا تصریح کرده بود که اعمال تحریم‌های جدید ضرورت ندارد چرا که این تحریم‌ها در تناقض با اعمال تحریم علیه ایران است و می‌تواند در راه اعمال تحریم‌های قبلی باعث اختلال شود.

وی گفت: به نظر کاخ سفید این تحریم‌ها در برهه فعلی کارآمد نیست.

از آنجایی که مقامات و سیاست مداران امریکایی اصولاً مغرور بوده و درک و شعور اذهان جهانی بخصوص  ایرانی ها را در سطح خود می بیند باور ندارد که ما می دانیم علت مخالفت این است که: در این شرایط اقتصادی ورشکسته جهان و تند بادهای صنعتی عملاً هر گونه تحریم بر علیه کشور عزیزمان ایران (منطقه استراتژیک، نفت، گاز و ...) بر علیه خودشان تمام می شود.

و در پایان دعای امام راحلمان: " خدایا ظالمین را به ظالمین مشغول فرما"


دوشنبه 91 مهر 3 , ساعت 11:13 عصر

گفتی دل داغدار را برداری

          از آینه ها غبار را برداری
                      با دشنه کینه در جهان افتادند

                             لازم شده ذوالفقار را برداری



دوشنبه 91 فروردین 14 , ساعت 7:37 عصر

اگر به زیارت مرقد حضرت دانیال نبی مشرف میشوید . جا دارد که مرقد دعبل خزایی را هم زیارت کنید . زیر این شاعر بزرگوار با سرودن اشعار خود در توصیف اهل بیت (ع) خدمات زیادی را بنام خود ثبت نموده است .

آرامگاه دعبل بن خزاعی  ، شاعر اهل بیت عصمت و طهارت (ع)  یکی دیگر از بناهای تاریخی  ومذهبی    شهرستان شوش است . حسن بن علی معروف به دعبل خزاعی متولد سال 134 و همزمان عصر چهار امام معصوم (ع) بوده است.

 

 دعبل

 

دعبل به واسطه قرائت قصیده معروف خود به نام قصیده تائیه مورد توجه خاص پیشوای هشتم شیعیان حضرت امام رضا (ع) قرار گرفت و امام ایشان را مورد تفقد قرار داده و جبه خود را به ایشان اهدا نمود به همین سبب است که  در شوش می توان بوی امام رضا(ع) را استشمام کرد.

 

در بخش شمالی شهر باستانی شوش ، در قبرستان قدیمی این شهر و در کنار بقعه امامزاده عبدالله بن علی ، آرامگاه شخصیتی واقع شده که یکی از چهره های بزرگ فرهنگی جهان تشیع در قرون دوم و سوم هجری بشمار می رود .

 

دعبل

 

وی در روزگاری می زیست که خلفای بنی عباس ظالمانه تمام امور زندگی مردم را در دست داشتند ؛ بیشتر این خلفا به سرودن و شنیدن شعر ، به ویژه در مدح آنها اهمیتی وافر می دادند . شاعران زیادی در این زمان ، با سرودن شعرهایی در مدح ایشان هزاران هزار جایزه و صله دریافت می کردند . اما در این میان شاعران آن زمان تنها دعبل خزاعی بود که به سکه ها و نقره ها پشت کرد.

 

شخصیتی که توانست با نبوغ بی نظیر خود ، شیعیان را اعتلای بیشتری بخشد . او می توانست با استعداد و تواناییهای خود از بهترین جایگاه اجتماعی برخوردار گردد و بهترین و راحت ترین زندگی را برای خود فراهم کند

 

 به راستی چه عاملی باعث شد که او لذات دنیوی را کنار گذاشته و عمری طولانی ، آواره بیابانها گردد ؟ عقیده و ایمان به حق تنها نیرویی بود که دعبل خود را بدان مجهز ساخته و عمری طولانی در پرتو آن به جهاد و مبارزه با ظالمان زمانش پرداخت . از این رو شناخت هر چه بیشتر و بهتر این شخصیت مستلزم شناخت زمان و شرایط حاکم بر زمان اوست . 

 

دعبل 

 

فرماندار متوکل ، مالک بن طرق برای کشتن دعبل به فردی 10000 درهم و مقداری زهر کشنده  داد و آن شخص شهربه شهر در خوزستان به دنبال دعبل می گشت تا بالاخره او را در روستایی به نام الطیب که از توابع شهرستان شوش بود پیدا کرد . بعد از آنکه دعبل نماز مغرب و عشا را در مسجد  روستا خواند و از مسجد خارج شد آن شخص مزدور در تاریکی شب با نیزه ای که آن را با زهر آلوده کرده بود با شدت به پای دعبل زد و فردای آن روز دعبل بر اثر زهر کشنده نیزه به شهادت رسید ، آرامگاه او در شهر شوش محل زیارت مومنین و دوستداران اهل بیت است .

نقل از کانون فرهنگی شهدا www.kanoon8.parsiblog.com


یکشنبه 90 دی 11 , ساعت 11:18 عصر

زندگینامه حضرت امام موسی کاظم علیه السلام        

نام امام هفتم ما , موسى و لقب آن حضرت کاظم ( ع ) کنیه آن امام ابوالحسن و ابوابراهیم است .

شیعیان و دوستداران لقب باب الحوائج به آن حضرت داده اند .

تولد امام موسى کاظم ( ع ) روز یکشنبه هفتم ماه صفر سال 128 هجرى در ابواء اتفاق افتاد .

دوران امامت امام هفتم حضرت موسى بن جعفر ( ع )مقارن بود با سالهاى آخر خلافت منصور عباسى و در دوره خلافت هادى و سیزده سال از دوران خلافت هارون که سختترین دوران عمر آن حضرت به شمار است .

امام موسى کاظم ( ع ) از حدود 21 سالگى بر اثر وصیت پدر بزرگوار و امرخداوند متعال به مقام بلند امامت رسید , و زمان امامت آن حضرت سى و پنج سال و اندکى بود و مدت امامت آن حضرت از همه ائمه بیشتر بوده است , البته غیراز حضرت ولى عصر ( عج ) .

صفات ظاهرى و باطنى و اخلاق آن حضرت
حضرت کاظم ( ع ) داراى قامتى معتدل بود .

صورتش نورانى و گندمگون و رنگ مویش سیاه و انبوه بود .

بدن شریفش از زیادى عبادت ضعیف شد , ولى همچنان روحى قوى و قلبى تابناک داشت .

امام کاظم به تصدیق همه مورخان , به زهد و عبادت بسیار معروف بوده است .

موسى بن جعفر از عبادت و سختکوشى به عبد صالح معروف و درسخاوت و بخشندگى مانند نیاکان بزرگوار خود بود .

بدرههاى ( کیسههاى ) سیصددینارى و چهارصد دینارى و دو هزار دینارى میآورد و بر ناتوانان و نیازمندان تقسیم میکرد .

از حضرت موسى کاظم روایت شده است که فرمود : پدرم ( امام صادق - ع - ) پیوسته من را به سخاوت داشتن و کرم کردم سفارش میکرد .

امام ( ع ) با آن کرم و بزرگوارى و بخشندگى خود لباس خشن بر تن میکرد ,چنانکه نقل کردهاند : امام بسیار خشن پوش و روستایى لباس بود و این خودنشان دیگرى است از بلندى روح و صفاى باطن و بیاعتنایى آن امام به زرق و برقهاى گول زننده دنیا .

امام موسى کاظم ( ع ) نسبت به زن و فرزندان و زیردستان بسیار با عاطفه ومهربان بود .

همیشه در اندیشه فقرا و بیچارگان بود , و پنهان و آشکار به آنهاکمک میکرد .

برخى از فقراى مدینه او را شناخته بودند اما بعضى - پس از تبعیدحضرت از مدینه به بغداد - به کرم و بزرگواریش پى بردند و آن وجود عزیز راشناختند .

امام کاظم ( ع ) به تلاوت قرآن مجید انس زیادى داشت .

قرآن را باصدایى حزین و خوش تلاوت میکرد .

آن چنان که مردم در اطراف خانه آن حضرت گردمیآمدند و از روى شوق و رقت گریه میکردند .

بدخواهانى بودند که آن حضرت واجداد گرامیش را - روى در روى - بد میگفتند و سخنانى دور از ادب به زبان میراندند , ولى آن حضرت با بردبارى و شکیبایى با آنها روبرو میشد , و حتى گاهى با احسان آنها را به صلاح میآورد , و تنبیه میفرمود .

تاریخ , برخى از این صحنهها را در خود نگهداشته است .

لقب کاظم از همین جا پیدا شد .

کاظم یعنى : نگهدارنده و فروخورنده خشم .

این رفتار در برابر کسى یا کسانى بوده که از راه جهالت و نادانى یا به تحریک دشمنان به این کارهاى زشت و دور از ادب دست میزدند .

رفتار حکیمانه و صبورانه آن حضرت ( ع ) کم کم , بر آنان حقانیت خاندان عصمت و اهل بیت ( ع ) را روشن میساخت , اما آنجا که پاى گفتن کلمه حق - در برابر سلطان و خلیفه ستمگرى - پیش میآمد , امام کاظم ( ع ) میفرمود : قل الحق و لو کان فیه هلاکک یعنى : حق را بگو اگرچه آن حقگویى موجب هلاک تو باشد .

ارزش والاى حق به اندازهاى است که باید افراد در مقابل حفظ آن نابود شوند .

در فروتنى - مانند صفات شایسته دیگر خود - نمونه بود .

با فقرامینشست و از بینوایان دلجویى میکرد .

بنده را با آزاد مساوى میدانست ومیفرمود همه , فرزندان آدم و آفریدههاى خداییم .

از ابوحنیفه نقل شده است که گفت : او را در کودکى دیدم و از اوپرسشهایى کردم چنان پاسخ داد که گویى از سرچشمه ولایت سیراب شده است .

براستى امام موسى بن جعفر ( ع ) فقیهى دانا و توانا و متکلمى مقتدر و زبردست بود .

محمد بن نعمان نیز میگوید : موسى بن جعفر را دریایى بیپایان دیدم که میجوشیدو میخروشید و بذرهاى دانش به هر سو میپراکند .

امام ( ع ) در سنگر تعلیم حقایق و مبارزه
نشر فقه جعفرى و اخلاق و تفسیر و کلام که از زمان حضرت صادق ( ع ) و پیش از آن در زمان امام محمد باقر ( ع ) آغاز و عملى شده بود , در زمان حضرت امام موسى کاظم ( ع ) نیز به پیروى از سیره نیاکان بزرگوارش همچنان ادامه داشت ,تا مردم بیش از پیش به خط مستقیم امامت و حقایق مکتب جعفرى آشنا گردند , واین مشعل فروزان را از وراى اعصار و قرون به آیندگان برسانند .

خلفاى عباسى بنا به روش ستمگرانه و زیادهروى در عیش و عشرت , همیشه درصدد نابودى بنى هاشم بودند تا اولاد على ( ع ) را با داشتن علم و سیادت ازصحنه سیاست و تعلیم و ارشاد کنار زنند , و دست آنها را از کارهاى کشور اسلامى کوتاه نمایند .

اینان براى اجراء این مقصود پلید کارها کردند , از جمله : چندتن از شاگردان مکتب جعفرى را تشویق نمودند تا مکتبى در برابر مکتب جعفرى ایجاد کنند و به حمایتشان پرداختند .

بدین طریق مذاهب حنفى , مالکى , حنبلى وشافعى هر کدام با راه و روش خاص فقهى پایهریزى شد .

حکومتهاى وقت و بعد ازآن - براى دست یابى به قدرت - از این مذهبها پشتیبانى کرده و اختلاف آنها رابر وفق مراد و مقصود خود دانستهاند .

در سالهاى آخر خلافت منصور دوانیقى که مصادف با نخستین سالهاى امامت حضرت موسى بن جعفر ( ع ) بود بسیارى از سادات شورشى - که نوعا از عالمان وشجاعان و متقیان و حق طلبان اهل بیت پیامبر ( ص ) بودند و با امامان نسبت نزدیک داشتند - شهید شدند .

این بزرگان براى دفع ستم و نشر منشور عدالت وامر به معروف و نهى از منکر , به پا میخاستند و سرانجام با اهداء جان خویش ,به جوهر اصلى تعالیم اسلام جان میدادند , و جانهاى خفته را بیدار میکردند .

طلوعها و غروبها را در آبادیهاى اسلامى به رنگ ارغوانى درمیآوردند و بر در ودیوار شهرها نقش جاوید مینگاشتند و بانگ اذان مؤذنان را بر مأ ذنههاى مساجداسلام شعلهور میساختند .

در مدینه از کارگزاران مهدى عباسى فرزند منصور دوانیقى در عمل , همان رفتار زشت دودمان سیاه بنى امیه را پیش گرفتند , و نسبت به آل على ( ع )آنچه توانستند بدرفتارى کردند .

داستان دردناک فخ در زمان هادى عباسى پیش آمد .

علت بروز این واقعه این بود که حسین بن على بن عابد از اولادحضرت امام حسن ( ع ) که از افتخارات سادات حسنى و از بزرگان علماى مدینه و رئیس قوم بود , به یارى عدهاى از سادات و شیعیان در برابر بیدادگرى عبدالعزیز عمرى که مسلط بر مدینه شده بود , قیام کردند و با شجاعت ورشادت خاص در سرزمین فخ عده زیادى از مخالفان را کشتند , سرانجام دشمنان دژخیم این سادات شجاع را در تنگناى محاصره قرار دادند و به قتل رساندند وعدهاى را نیز اسیر کردند .

مسعودى مینویسد : بدنهایى که در بیابان ماند طعمه درندگان صحرا گردید .

سیاهکاریهاى بنى عباس منحصر به این واقعه نبود .

این خلفاى ستمگر صدهاسید را زیر دیوارهاى و میان ستونها گچ گرفتند , و صدها تن را نیز در تاریکى زندانها حبس کردند و به قتل رساندند .

عجب آنکه این همه جنایتها را زیرپوشش اسلامى و به منظور فروخواباندن فتنه انجام میدادند .

حضرت موسى بن جعفر ( ع ) را هرگز در چنین وضعى و با دیدن و شنیدن آن همه مناظر دردناک و ظلمهاى بسیار , آرامشى نبود .

امام به روشنى میدید که خلفاى ستمگر در پى تباه کردن و از بین بردن اصول اسلامى و انسانیاند .

امام کاظم ( ع )سالها مورد اذیت و آزار و تعقیب و زجر بود , و در مدتى که از 4 سال تا 14سال نوشتهاند تحت نظر و در تبعید و زندانها و تک سلولها و سیاهیچالهاى بغداد- در غل و زنجیر - به سر میبرد .

امام موسى بن جعفر ( ع ) بیآنکه - در مراقبت از دستگاه جبار هارونى -بیمى بدل راه دهد به خاندان و بازماندگان سادات رسیدگى میکرد و از گردآورى وحفظ آنان و جهت دادن به بقایاى آنان غفلت نداشت .

آن زمان که امام ( ع )در مدینه بود , هارون کسانى را بر حضرت گماشته بود تا از آنچه در گوشه وکنار خانه امام ( ع ) میگذرد , وى را آگاه کنند .

هارون از محبوبیت بسیار ومعنویت نافذ امام ( ع ) سخت بیمناک بود .

چنانکه نوشتهاند که هارون , درباره امام موسى بن جعفر ( ع ) میگفت : میترسم فتنهاى بر پا کند که خونها ریخته شود و پیداست که این قیامهاى مقدس را که سادات علوى و شیعیان خاص رهبرى میکردند و گاه خود در متن آن قیامها و اقدامهاى شجاعانه بودند از نظردستگاه حاکم غرق در عیش و تنعم به ناحق فتنه نامیده میشد .

از سوى دیگراین بیان هارون نشانگر آن است که امام ( ع ) لحظهاى از رفع ظلم و واژگون کردن دستگاه جباران غافل نبوده است .

وقتى مهدى عباسى به امام ( ع ) میگوید : آیا من را از خروج خویش در ایمنى قرار میدهى نشانگر هراسى است که دستگاه ستمگر عباسى از امام ( ع ) و یاران و شیعیانش داشته است .

به راستى نفوذمعنوى امام موسى ( ع ) در دستگاه حاکم به حدى بود که کسانى مانند على بن یقطین صدراعظم ( وزیر ) دولت عباسى , از دوستداران حضرت موسى بن جعفر ( ع ) بودندو به دستورات حضرت عمل میکردند .

سخن چینان دستگاه از على بن یقطین در نزد هارون سخنها گفته و بدگوییهاکرده بودند , ولى امام ( ع ) به وى دستور فرمود با روش ماهران و تاکتیک خاص اغفالگرانه ( تقیه ) که در مواردى , براى رد گمى حیله هاى دشمن ضرورى و شکلى ازمبارزه پنهانى است , در دستگاه هارون بماند و به کمک شیعیان و هواخواهان آل على ( ع ) و تزویج مذهب و پیشرفت کار اصحاب حق , همچنان پاى فشارد - بیآنکه دشمن خونخوار را از این امر آگاهى حاصل شود - .

سرانجام بدگوییهایى که اطرافیان از امام کاظم ( ع ) کردند در وجود هارون کارگر افتاد و در سفرى که در سال 179 ه .

به حج رفت , بیش از پیش به عظمت معنوى امام ( ع ) و احترام خاصى که مردم براى امام موسى الکاظم ( ع ) قائل بودند پى برد .

هارون سخت از این جهت , نگران شد .

وقتى به مدینه آمد و قبرآن و قبر منور پیامبر اکرم ( ص ) را زیارت کرد , تصمیم بر جلب و دستگیرى امام ( ع ) یعنى فرزند پیامبر گرفت .

هارون صاحب قصرهاى افسانهاى در سواحل دجله , و دارنده امپراطورى پهناور اسلامى که آفتاب میگفت بتاب که هر کجابتابى کشور اسلامى و قلمرو من است آورند , دستور داد چند کجاوه باکجاوه امام ( ع ) بستند و بعضى را نابهنگام و از راههاى دیگر ببرند , تا مردم ندانند که امام ( ع ) را به کجا و با کدام کسان بردند , تا یأ س بر مردمان چیره شود و به نبودن رهبر حقیقى خویش خو گیرند و سر به شورش و بلوا برندارندو از تبعیدگاه امام ( ع ) بیخبر بمانند .

و این همه بازگو کننده بیم و هراس دستگاه بود , از امام ( ع ) و از یارانى که - گمان میکرد - همیشه امام ( ع ) آماده خدمت دارد میترسید , این یاران با وفا - در چنین هنگامى - شمشیرهابرافرازند و امام خود را به مدینه بازگردانند .

این بود که با خارج کردن دوکجاوه از دو دروازه شهر , این امکان را از طرفداران آن حضرت گرفت و کار تبعیدامام ( ع ) را فریبکارانه و با احتیاط انجام داد .

بارى , هارون , امام موسى کاظم ( ع ) را - با چنین احتیاطها و مراقبتهایى از مدینه تبعید کرد .

هارون , ابتدا دستور داد امام هفتم ( ع ) را با غل و زنجیر به بصره ببرندو به عیسى بن جعفر بن منصور که حاکم بصره بود , نوشت , یک سال حضرت امام کاظم ( ع ) را زندانى کند , پس از یک سال والى بصره را به قتل امام ( ع )مأ مور کرد .

عیسى از انجام دادن این قتل عذر خواست .

هارون امام را به بغدادمنتقل کرد و به فضل بن ربیع سپرد .

مدتى حضرت کاظم ( ع ) در زندان فضل بود .

در این مدت و در این زندان امام ( ع ) پیوسته به عبادت و راز و نیاز باخداوند متعال مشغول بود .

هارون , فصل را مأ مور قتل امام ( ع ) کرد ولى فضل هم از این کار کناره جست .

بارى , چندین سال امام ( ع ) از این زندان به آن زندان انتقال مییافت .

در زندانهاى تاریک و سیاهچالهاى دهشتناک , امام بزرگوار ما با محبوب و معشوق حقیقى خود ( الله ) راز و نیاز میکرد و خداوند متعال را بر این توفیق عبادت که نصیب وى شده است سپاسگزارى مینمود .

عاقب آن امام بزرگوار در سال 183 هجرى در سن 55 سالگى به دست مردى ستمکار به نام سندى بن شاهک و به دستور هارون مسموم و شهید شد .

شگفت آنکه , هارون با توجه به شخصیت والاى موسى بن جعفر ( ع ) پس ازدرگذشت و شهادت امام نیز اصرار داشت تا مردم این خلاف حقیقت را بپذیرند که حضرت موسى بن جعفر ( ع ) مسموم نشده بلکه به مرگ طبیعى از دنیا رفته است ,اما حقیقت هرگز پنهان نمیماند .

بدن مطهر آن امام بزرگوار را در مقابر قریش - در نزدیکى بغداد - به خاک سپردند .

از آن زمان آن آرامگاه عظمت و جلال پیدا کرد , و مورد توجه خاص واقع گردید , و شهر کاظمین از آن روز بنا شد و روى به آبادى گذاشت .

زنان و فرزندان حضرت موسى بن جعفر ( ع )
تعداد زوجات حضرت موسى بن جعفر ( ع ) روشن نیست .

بیشتر آنها از کنیزان بودند که اسیر شده و حضرت موسى کاطم ( ع ) آنها را میخریدند و آزاد کرده یاعقد میبستند .

نخستین زوجه آن حضرت تکتم یا حمیده یا نجمه داراى تقوا و فضیلت بوده و زنى بسیار عفیفه و بزرگوار و مادر امام هشتم شیعیان حضرت رضا ( ع ) است .

فرزندان حضرت موسى بن جعفر را 37 تن نوشتهاند : 19 پسر و 18 دختر که ارشدآنها حضرت على بن موسى الرضا ( ع ) وصى و امام بعد از آن امام بزرگوار بوده است .

حضرت احمد بن موسى ( شاهچراغ ) که در شیراز مدفون است .

حضرت محمد بن موسى نیز که در شیراز مدفون است .

حضرت حمزه بن موسى که در رى مدفون میباشد .

از دختران آن حضرت , حضرت فاطمه معصومه در قم مدفون است , و قبه وبارگاهى با عظمت دارد .

سایر اولاد و سادات موسوى هریک مشعلدار علم و تقوادر زمان خود بودهاند , که در گوشه و کنار ایران و کشورهاى اسلامى پراکنده شده ,و در همانجا مدفون گردیدهاند , روحشان شاد باد .

صفات و سجایاى حضرت موسى بن جعفر ( ع )
موسى بن جعفر ( ع ) به جرم حقگویى و به جرم ایمان و تقوا و علاقه مردم زندانى شد .

حضرت موسى بن جعفر را به جرم فضیلت و اینکه از هارون الرشید درهمه صفات و سجایا و فضائل معنوى برتر بود به زندان انداختند .

شیخ مفید درباره آن حضرت میگوید : او عابدترین و فقیهترین و بخشندهترین و بزرگ منشترین مردم زمان خود بود , زیاد تضرع و ابتهال به درگاه خداوند متعال داشت .

این جمله را زیاد تکرار میکرد : اللهم انى أ شأ لک الراحة عند الموت و العفوعند الحساب ( خداوندا در آن زمان که مرگ به سراغم آید راحت و در آن هنگام که در برابر حساب اعمال حاضرم کنى عفو را به من ارزانى دار ) .

امام موسى بن جعفر ( ع ) بسیار به سراغ فقرا میرفت .

شبها در ظرفى پول و آرد و خرمامیریخت و به وسایلى به فقراى مدینه میرساند , در حالى که آنها نمیدانستند ازناحیه کسى است .

هیچکس مثل او حافظ قرآن نبود , با آواز خوشى قرآن میخواند ,قرآن خواندنش حزن و اندوه مطبوعى به دل میداد , شنوندگان از شنیدن قرآنش میگریستند , مردم مدینه به او لقب زین المجتهدین داده بودند .

مردم مدینه روزى که از رفتن امام خود به عراق آگاه شدند , شور و ولوله و غوغایى عجیب کردند .

آن روزها فقراى مدینه دانستند چه کسى شبها و روزها براى دلجویى به خانه آنها میآمده است .

جمعه 90 دی 9 , ساعت 12:42 عصر

دی

رهبر انقلاب اسلامی، حماسه نهم دی را از این منظر کاملاً شبیه صدر اسلام و همچنین روزهای پیروزی انقلاب دانستند و خاطرنشان کردند: در این روز، مردم براساس وظیفه دینی خود به میدان آمدند تا نشان دهند بر خلاف تبلیغات فتنه گران، مردم ایران ضمن پایبندی به نظام جمهوری اسلامی از عزم و اراده دینی استوار برخوردارند.



لیست کل یادداشت های این وبلاگ